|
اي خوش اندر گنج دل زر معاني داشتن
نيست گشتن، ليك عمر جاوادني داشتن
عقل را ديباچه اوراق هستي ساختن
علم را سرمايه بازارگاني داشتن
كِشتن اندرباغ جان هر لحظه اي رنگين گلي
و ندران فرخنده گلشن باغباني داشتن
دل براي مهرباني پروراندن لاجرم
جان به تن تنها براي جانفشاني داشتن
ناتواني را به لطفي خاطر آوردن بدست
ياد عجز روزگار ناتواني داشتن
پروين اعتصامي
چه چيزي در زندگي ما انسانها بهتر از يك لبخند همنوعمان ميتواند به دلها آرامش و به بي قراري ها قرار ببخشد؟ اگر توانستيم آنچه را كه داريم با ديگران قسمت كنيم و آرامش و آسايش را براي هم بخواهيم، آنگاه ميتوانيم از زندگي در كنار يكديگر لذت ببريم. يكي از صفات برجسته اي كه ما ايراني ها در طول تاريخ به آن مشهور هستيم، عشق و محبت به هم نوع و كمك و مساعدت به يكديگر در شرايط دشوار و سخت است.
مهاجرت يكي از پديده هاي مهم در زندگي انسانها است. اين پديده بسته به شرايط و مسائل هر فردي و خانواده اي در روي آنها تاثير ميگذارد. فشار روحي و جسمي در ماههاي اوليه مهاجرت بسيار سنگين و ناراحت كننده است. حتي اين موضوع براي آنهايي كه مشكل مالي ندارند هم وجود دارد.
خوشبختانه در سايه پر مهر تعدادي از ايرانيان، فضاي زيبا و دوست داشتني اي در دل شهر تورنتو در كانادا ساخته شده است. جايي كه وارد آن ميشويي همه با لبخند به سراغت مي آيند و در طول زماني كه در آنجا به سر مي بري، گذشت عمر و ساعتها و دقيقه ها را حس نمي كني. برق چشم ها پر محبت است و آغوش ها براي فشردن يكديگر گرم و پرمهر.
آري، بنياد پريا، ايراني كوچك است در دل شهر تورنتوي بزرگ. با من داخل شويد در اين جايي كه بر ديوار آن نوشته اند: «هر كس از اين در درآيد، پذيرايش باشيم و ايمانش نپرسيم.»
بنياد پريا، سازماني است غيرانتفاعي، غيرسياسي و غيرمذهبي كه در سال 2002 به همت تعدادي از ايرانيان مقيم تورنتو به ثبت رسيده و به عنوان اولين بنياد ايراني از اداره ماليات كانادا مجوز چريتي گرفته است.
بنياد پريا اكنون به محل مناسبي براي حضور ايرانيان بزرگسال و جوانان و نوجوانان براي استفاده از خدمات مختلف فرهنگي، اجتماعي، ورزشي و هنري در آمده است كه در آن حدود يكهزار نفر عضو هستند. براي آشنايي بيشتر با اين نهاد مردمي و ايراني به سراغ مدير اجرايي اين بنياد دكتر محمد تاج دولت رفتم. ايشان از چگونگي ايجاد و برنامههاي در دست اجراي اين مركز اينگونه صحبت كرد: «من مدير اجرايي بنياد پريا هستم.»
- چرا نام اين مركز را پريا گذشته اند: اين موضوع به هفت هشت سال پيش برميگردد. وقتي كه چند نفر از فعالان كاميونيتي ايراني، در راس آنها مهندس احمد تبريزي به اتفاق خانم محي الدين و خانم دكتر مرتضوي كه اساسنامه و بنيان پريا را ريختند. براي خدمات رساني به دو گروه يكي شهروندان ارشد ايراني يعني پدرها و مادرها و بعد جوانان و نوجوانان. انگيزه اصلي اين كار اين بوده كه چون پدر و مادرها و بچه ها در واقع دو گروهي بودند كه به خاطر نسل مياني ما كه مهاجرت كردهايم، به اينجا آمده اند. مهاجرت خواست اينها نبوده. بنابراين وظيفه داريم به اين دو تا گروه سرويس بدهيم و شرايط رفاه اجتماعي و فرهنگي آنها را آماده كنيم. اين كار چگونه امكان پذير است؟ بايد مركز و مراكزي داشته باشيم كه در آنها اين امكانات باشد كه اين گروهها از نظر تفريحات و سرگرمي ها، استفاده از اوقات فراغت، آشنايي با هم و از تنهايي درآمدن كه بسيار در اين جامعه مهم است، گرد هم آيند.
اسم اوليه اي كه براي اين بنياد انتخاب كرده بودند «آريا» بود. ولي اين اسم هنگام ثبت ظاهراً از لحاظ قوانين مشكلاتي داشت. چون آريا اسم يك نژاد است و در كانادا ضوابط خاصي براي ثبت اين نوع اسم ها مي باشد. به همين دليل اين اسم را تبديل به پريا كردند كلمه "آ" را با "پ" كه يك حرف زبان فارسي است تعويض نمودند. پريا هم معني فرشته ها را ميدهد و بسيار زيباست با اين گروهها هم تطابق دارد.
- چند سال است كه اين بنياد ايجاد شده؟ اين بنياد در سال 2002 به ثبت رسيده در كانادا بعنوان يك سازمان غيرانتفاعي و چريتي ارگانيزيشن. چريتي در اينجا معني حقوقي خاصي دارد و نميتوان آن را به عنوان خيريه تلقي كرد. معني حقوقي آن اين است كه هرگونه اهداي مالي به اين سازمانهاي چريتي طبق قوانين اداره ماليات كانادا، قابل دريافت رسيد مالياتي است و از ماليات آخر سال قابل كسر شدن است. گرفتن يك چنين مجوزي زياد ساده نيست ولي با پيگيريهاي صورت گرفته اين كار انجام شد. در سال 2005 كه من هم به اين بنياد پيوستم. در اين سال يك فاندريزينگ اوليه صورت گرفت و فعاليت هاي اجرايي آن شروع شد. در نتيجه گروهي از بيزنسمنهاي ايراني كه در كارهاي ساختماني فعاليت دارند با پيگيري ها و مكاتبات انجام شده، آپارتماني در يكي از ساختمانهايشان به اين بنياد اهدا كردند. چون فعاليت در آن آپارتمان كوچك مشكل بود به دنبال راهكارهاي مختلف براي توسعه بنياد بوديم و با درآمد حاصل از فروش آن آپارتمان و كمك موسسه ليبرتي و بويژه آقاي مهندس درويش كه خود ايشان هم عضو هئيت مديره اين بنياد هستند، اين محل فعلي در شماره 7171 خيابان يانگ را كه براي پروژه اي خريداري كرده بودند براي مدتي در اختيار بنياد پريا گذاشتند.
با كمك ساير افراد و متخصصان كارهاي ساختماني از كاميونيتي ايرانيان كه همه دست به دست هم دادند، اين محل با كوشش زياد تبديل به آن چيزي شد كه مشاهده ميكنيد كه از 22 دسامبر 2007 افتتاح گرديد و براي اولين بار جامعه ايراني كانادا صاحب سقفي شد كه اگر كسي به آن مراجعه كند با فرهنگ و زبان خودش با او برخورد ميكنند.
- اين سازمان چگونه اداره ميشود و هزينههاي آن از چه محلي تامين ميگردد؟ بنياد پريا با يك هيئت مديره اداره ميشود كه تعداد آنها هشت نفر است. تصميم گيريها و سياستها كلي با اين هيئت مديره است. كارهاي اجرايي مختلفي در اينجا صورت ميگيرد و براي آنكه فرهنگ استفاده رايگان از خدمات را از ذهنيت ايراني ها بيرون ببريم و همه در كارها مشاركت داشته باشند حداقل ترين هزينه هاي ممكن را براي بعضي از برنامه ها از مراجعه كنندگان دريافت ميكنيم.
- در چه زمينه ها و بخش هايي فعاليت داريد؟ اين فعاليت ها در مرحله اول براي سرويس دهي به سالمندان و نوجوانان شروع شد. ولي اكنون تقريباً براي همه گروههاي سني برنامه هايي داريم. كلاس يوگا، كلاس كامپيوتر، زبان انگليسي، زبان فارسي، نقاشي، موسيقي، رقص، فعاليتهاي ورزشي و مسابقات، كتابخانه فارسي با حدود سه هزار جلد كتاب و راهنماي فارسي زبان.
- موضوعي كه اخيراً مطرح شده اين است كه شما بايد اين محل را ترك كنيد.چه برنامه ريزي در جهت اين كار كردهايد؟آيا به فكر آن هستيد كه محل ثابتي تحت عنوان «خانه ايران» يا «بيناد ايران» ايجاد كنيد كه در آن كليه فعاليتهاي اجتماعي، فرهنگي و هنري كل كاميونيتي متمركز شود؟ همانطور كه ذكر شد اين محل موقتي بود. ما تا آخر تابستان امسال بايد اين محل را ترك كنيم. اعضاي هيئت مديره در تلاش بسيار زياد هستند تا مركزي براي فعاليت پيدا كنند. اما در كنار اين كارها يك فعاليت بزرگتري را در دست اقدام داريم و آن برنامه فاندريزينگ و دست به دست هم دادن اعضاي كاميونيتي ايراني براي فراهم كردن وجهي، براي خريد زمين و ساختماني است كه فعاليتهاي ذكر شده در آن متمركز شود. چون بنياد پريا با فعاليتهايي كه داشته است توانسته با سازمانهاي كانادايي ارتباط برقرار كند و خيلي از برنامه ها با مشاركت آنها صورت بگيرد. سازمانهايي مثل كاستي، اسكيلز فورچنجز، كاتوليك اسكول بورد يورك ريجن و.... حتي ما توانسته ايم از بنياد تريليوم اونتاريو گرنت بگيريم. بنابراين اين ارتباط هاي ارزشمند برقرار شده است. بطور متوسط در ماه سه هزار ايراني به اين بنياد مراجعه ميكنند.
- هزينه ها از چه منبعي تامين ميشود؟ بسياري از هزينه ها از طريق مشاركت و كمكهاي كاميونيتي ايراني و بويژه بيزنس منهاي مختلف تامين ميشود كه اسامي آنها در مركز پريا و وب سايت ما
www.parya.org موجود است. هرگونه مبلغي كه به اين بنياد از 50 دلار تا 35 هزار دلار اهدا شده رسيد مالياتي دريافت كرده اند و كليه حسابهاي اينجا به طور شفاف براي مشاهده عموم در دسترس مي باشد.
- آقاي دكتر، آخرين صحبت و حرفي كه در اين باره داريد بيان كنيد؟ من فكر ميكنم آخرين صحبت درباره بنياد پريا اين است كه اين پيام را براي جامعه ايرانيان بدهيم كه بيائيد دست به دست همديگر بدهيم براي اينكه خانه اي بسازيم كه در خور ايراني ها و براي ايراني ها باشد. سقف ايراني داشته باشد. فعاليت ايراني در آن صورت بگيرد. چون ما هيچ چيزي كمتر از ديگران نداريم و در بسياري از موارد تواناييهايمان بيشتر از ساير كاميونيتيها است. در اين زمينه كم كاري داشتهايم از لحاظ ايجاد ساختارهاي كاميونيتي. اين عقب افتادگي را بايد با سرعت جبران كنيم.
در فضاي گرم و صميمي بنياد پريا با هموطنان صحبت ميكنم. نظر آنها را درباره بنياد پريا و فعاليت هايش مي پرسم. اينگونه سخن ميگويند:
مسئول كتابخانه بنياد گفت: من يكي از افراد عضو پريا هستم و روزهاي جمعه در كتابخانه بنياد كار ميكنم. مجموعه كتابهاي ما از جاهاي مختلف جمع آوري شده است. حدود 2500 جلد كتاب داريم. مسئله اصلي كه براي ما مطرح است اين است كه كتابهاي ما قديمي است. نياز به كتابهاي جديد داريم. الان در ايران كتابهاي خوبي چاپ شده است تمركز ما روي كتابهاي فارسي است. كتابهاي انگليسي هم داريم و استقبال اصلي از كتابهاي فارسي صورت ميگيرد. چون كتابهاي انگليسي را بخصوص نسل جوان از كتابخانه هاي پربار جاهاي ديگر تهيه ميكنند.
-چه نوع كتابهايي را ايراني ها براي خواندن دنبالش مي آيند؟ تقريباً نود درصد استقبال از كتابهاي رمان صورت ميگيرد، بعد تاريخ و شعر. تمركز روي رمان ايراني يا ترجمه است. در هر حال ما احتياج به كتاب داريم.
- شما چقدر مراجعه كننده داريد؟ روزهاي جمعه كه من اينجا هستم، به تناوب حدود 20 تا 30 نفر به كتابخانه مراجعه ميكنند. كتاب ميگيرند و يا پس مي آوردند يا همين جا مطالعه ميكنند. فضاي بنياد اين امكان را ميدهد كه افراد همين جا مطالعه هم انجام دهند.
- چگونه افراد ميتوانند كتاب بگيرند؟ همين كه عضو بنياد پريا باشند، افراد ميتوانند كتاب بگيرند. روي تاريخ برگشت اصرار نداريم. حدود سه هفته تا يكماه كتابها را پس ميآوردند.
- ساعت كاري كتابخانه چگونه است؟ كتابخانه در ساعات كاري بنياد باز است و افراد ميتوانند به آن مراجعه كنند.
-چه پيشنهادي براي توسعه كتابخانه داريد؟ از جامعه ايراني اينجا درخواستم اين است كه به كتابخانه بنياد كتاب هديه كنند بخصوص كتابهاي جديد. اگر هر مسافري يك جلد كتاب با خودش از ايران بياورد، مشكل حل ميشود. اگر دوستان كتابي را كه در منزل دارند و استفاده نميكنند، به كتابخانه ما بياورند تا ديگران استفاده كنند.
كاووس رنجبر در جواب سوال من كه چند وقت است به بنياد پريا مي آيند جواب داد: من از اول تاسيس تقريباً به اينجا رفت و آمد دارم. خودم و خانمم.
-آيا به محل هاي ديگر هم رفت و آمد داريد؟ بلكه با جاهاي ديگر و كانونهاي سالمندان رفت و آمد دارم.
-نظرتان درباره بنياد پريا و فعاليتهايش چيست?پريا با كانونهاي ديگر تفاوتي دارد اين است كه امكانات وسيعي از نظر جا دارد. البته ما نگران هستيم كه قرار است اين محل تغيير كند. ولي تا به امروز اينجا محلي بزرگ و خوب بود. كتابخانه جداگانه دارد كه هر جايي موجود نيست. محل ورزشي دارد، محل كامپيوتر و آموزشي هر جايي نيست. كليه چيزهايي كه احتياج امروز ما سالمندان و حتي جوانها است، در اينجا موجود است. اگر اين فعاليتها را بنياد بتواند در آينده هم ادامه دهد يك محلي خواهد شد كه براي هميشه براي ايرانيها مفيد خواهد بود. نه براي يك زمان كوتاهي. بهرحال ما از اين جا خيلي راضي هستيم چون با دوستانمان جمع مي شويم با هم هستيم و با شادي و خوشي و صحبت كردن و مشورت و ديدن فيلم و موسيقي وقت خودمان را سپري ميكنيم.
-آيا براي بهبود اين بنياد نظر خاصي داريد؟ براي بهتر شدن كارها هرچقدر كار شود باز كم است. توقع انسانها نامحدود است. فعلاً نقصي ندارد، مگر آنكه بخواهند آن را مدرنتر و بهتر نمايند كه در صورت امكانات مقدور است.
-برنامه ريزي اجرايي مديران بنياد چگونه است؟ من خدمت همه ارادت دارم اينجا خوب اداره ميشود. مخصوصاً كه برنامه پياده روي دارند. در پارك ها و جنگلها. اين كارها خودش يك نعمتي است. من آرزو ميكنم اينجا بهتر و خوبتر از اين بشود.
علي يگانه يكي از اعضاي بنياد پريا و يكي از علاقمندان جامعه ايراني ميگويد: من دو سال است كه عضو اينجا هستم. هر جمعه بدون استثنا مي آيم اينجا. تخته، شطرنج، شعر خواني و سخنراني از چيزهاي مورد علاقه من است.
-آيا از برنامه هاي اينجا رضايت داريد؟ فوق العاده. مديريت آن بسيار خوب است. تا اينجا كاملاً من راضي هستم.
-چه پيشنهادي براي بهتر شدن كارها داريد؟ بدون حمايت جامعه هيچ چيزي ممكن نيست. اگر جامعه ايراني حمايت كند در آينده نزديك ميتوانيم محلي به نامه «خانه ايران» داشته باشيم.
-به نظر شما چه نوع برنامه هايي پرطرف دار است؟ به نظر من، معرفي و ارائه برنامه هاي فرهنگي، موسيقي، دعوت از شخصيتهايي كه در علوم پزشكي يا ساير علوم تبحر دارند. اين كار ميتواند كمك زيادي انجام دهد. پيشنهاد من اين است كه مشاركت عمومي را مورد توجه قرار دهند تا در پيشرفت كارها تاثير گذار باشد. نظرات مختلف ميتواند سازنده باشد و ميتواند آينده بهتري را رقم بزند.
اقدس اخوان كه حدود شصت سال در خارج از ايران زندگي كرده است و چهل سال است كه در كانادا زندگي ميكند، گفت: تا بنياد پريا افتتاح نشده بود با هيچ ايراني تماس نداشتم. از وقتي كه با بنياد پريا آشنا شدم، خيلي خوشحالم كه در جمع ايرانيها شركت ميكنم و واقعاً اينجا را دوست دارم. حاضر نيستم توي هيچ گروه ديگري بروم.
-شما از چه نوع امكانات اينجا استفاده ميكنيد؟ من بيشتر روزهاي جمعه مي آيم، چون منزلم تا اينجا خيلي دور است. اگر كمكي احتياج داشته باشند انجام ميدهم. كلاسهاي اينجا زياد مورد نياز من نيست.
-شما اگر فردا بشنويد كه بنياد پريا تعطيل شده چكار ميكنيد؟ خيلي ناراحت ميشوم و ميروم به سينيور سنتر شهر خودمان.
-پس براي اينكه فعاليتش را ادامه دهد چه پيشنهادي داريد؟ چون تمام گروههاي غيرايراني فاندريزينگ زياد دارند، بهترين راه اين است كه اين كار در سطح بالا گذاشته شود و اين بنياد بتواند تامين درآمد بكند و محل را براي خود بخرد. من عقيده خودم را دارم و نميتوانم راجع به افراد ديگر صحبت كنم. ولي فكر ميكنم اگر هر ايراني كه قدرت ماليش زياد است بتواند اين بنياد را كمك كند بهترين كار ممكن را براي ايراني ها انجام داده است.
هدايت الله فاطمي زاده كه حدود 15 سال است در كانادا زندگي ميكند، درباره اين بنياد ميگويد: من از ابتداي تاسيس پريا به اينجا مي آيم. عضو هستم.
-شما چقدر وجود اين بنياد را ضروري ميدانيد؟ خيلي زياد. وقتي كه اينجا داير شد بسياري از محلهاي ديگر را تحت تاثير قرار داد. اغلب ايراني ها در اينجا جمع شده اند چون محيط را خيلي ساده و بي آلايش مي بينند، از اين بابت به پريا بيشتر از جاهاي ديگر علاقه دارم.
-شما از چه نوع فعاليتهاي اينجا استفاده ميكنيد؟ من غالباً روزهاي جمعه مي آيم و از كتابخانه هم استفاده ميكنم. خيل خوشحالم.
-شما خودتان چه تخصصي داريد؟ من الان بازنشسته هستم. من مهندس مكانيك هستم. و سالها در صنعت نفت خدمت كرده ام.
-چه پيشنهادي براي جابه جايي بهتر بنياد داريد؟ ما شنيده ايم كه صاحبان اين محل به آن نياز دارند. ولي پريا نبايد از بين برود. از مدتها قبل صحبت از موقتي بودن محل بود، حالا هم اعضا و علاقمندان و آنهايي كه وضعيت مالي خوبي دارند، ميتوانند كمك كنند و محل مناسبي را تهيه نمايند. دليلي ندارد كه ما از كاميونيتي هاي ديگر عقب بيفتيم. خوشبختانه وضعيت ايرانيها طوري هست كه بتوانند اين مسئله را حل كنند. اگر براي اين كار برنامه صحيحي تنظيم شود به راحتي اين مشكل قابل حل است.
هوشنگ صفريان كه در كارهاي هنري فعاليت دارند، در جواب سوال من كه چرا به پريا آمده است، جواب داد: من كاري داشتم به اتفاق خانم به پريا آمديم.
-شما چند سال است پريا را مي شناسيد؟ از زمان تاسيس .
-چقدر وجود اينجا را براي جامعه ايراني ها مفيد ميدانيد؟ جاي جالبي است. اگر ميشد محلي را ايجاد ميكرديم براي كارهاي فرهنگي و هنري و مسائل ديگر، طبيعي است خيلي بهتر است. اين به همت همه ايرانيان اينجا برميگردد.
-چه پيشنهادي براي بهتر شدن كارها و موضوع جمع آوري كمك براي ايجاد محلي داريد؟ بايد محلي تهيه كرد، چون نميتوان جلوي فعاليتهاي اينجا را گرفت.
-آقاي صفري، چندين محل براي فعاليتهاي ايراني ها وجود دارد. نظرتان راجع به اينكه ما يك تمركز فعاليت داشته باشيم و همه را در محلي به نام خانه فرهنگ ايران يا خانه ايران جمع كنيم، چيست؟ اين پيشنهاد ايده ال است. اگر مستقل باشيم عالي است.
-لطفاً شعري براي ما بخوانيد؟
مذهب عاشق ز مذهب ها جداست
عشق اسطرلاب اسرار خداست
مهري شالچي، عضو بنياد پريا، كه از روز افتتاح همكاري و كمك هم به اينجا ميكند، ميگويد: جاي خيلي خوبي است براي اينكه خانه اميدي است براي كساني كه تنها هستند و جائي نميروند. روزهاي جمعه مي آيند اينجا دور هم هستند. صحبت ميكنند، نهار ميخورند، تفريح ميكنند.
-شما چقدر برنامه هاي پريا را موفق ميدانيد؟ خيلي زياد، واقعاً موفق است. همه از اين كارها استقبال ميكنند.
-براي بهتر شدن كارها چه پيشنهادي داري؟ همه بايد با هم همكاري كنند. يعني توقع نداشته باشند كه موسسه همه كارها را انجام دهد. خود اعضا همكاري نمايند. همه اينجا را متعلق به خودشان بدانند.
-براي تغيير محل اينجا چه احساسي داريد؟ من واقعاً متاسفم ولي اميد دارم كه به احتمال خيلي زياد، يك جايي مناسب پيدا نمايند و بنياد به آنجا منتقل شود.
ناهيد دانا كه حدود يكسال است به تورنتو آمده در اين باره ميگويد: زماني كه تازه وارد تورنتو شده بودم خيلي احساس دلتنگي ميكردم. به دنبال جايي ميگشتم تا تنهايي را پركنم. يكي از دوستانم اينجا را توصيه كرد. وقتي به اينجا آمدم، تقريباً آن چيزهايي كه موجب دلتنگي من ميشد از بين رفت. دوستان جديد پيدا كردم. كلاس زبان فوق العاده براي من مفيد بود. بعد روزهاي جمعه و غيرجمعه را پرميكرد. چهارشنبه ها شب شعر است كه خيلي خوش ميگذرد. خلاصه پريا شده فاميل من. اعضاي پريا شده اند اعضاي خانواده ام. من فكر ميكنم همچون محلي در دنيا كم است. من برادر و خواهرم در استراليا و آلمان هستند. هيچ كدام يك چنين جايي را ندارند كه اينقدر گرم و صميمانه ايراني ها در كنار هم باشند.
-براي تداوم فعاليتهاي اين بنياد چه نظري داريد؟ من فكر كنم با كمكهاي مردمي و هم زمان با كمكهاي دولتي، چون كمكهاي مردم زياد نميتواند باشد. دولت كانادا بايد خيلي كمك كند. بيشتر برسد. بايد با اين كمكها جاي مناسبي را تهيه كرد. تا دوباره مشكل پيش نيايد. چون ما به اين محل عادت كرده بوديم. بايد هم به اين محل نزديك باشد.
بنياد پريا، خانه عشق است، مكتب خانه محبت. آشيانه دل هاي بيقرار در غربت. كاميونيتي ايرانيان تورنتو بايد به ميدان بيايد. با تمام توان، مادي و معنوي. كوچك و بزرگ.
همه با هم از كارهاي پراكنده به كارهاي گروهي روي آوريم. همه از موفقيت و تيزهوشي ايرانيان صحبت ميكنند. مگر ما از ساير كاميونيتي هاي ديگر چه چيزي كم داريم. پس بايد همت كرد و برخاست و محلي زيبا براي بنياد پريا تهيه كرد. با معماري برگرفته از سنتهاي ديرين كشورمان با نمايي از تخت جمشيد. با زيباييهاي ميدان هاي تاريخي اصفهان با يادگارهاي شهر تبريز، با به ياد ماندني هاي طاق بستان و با يك معماري ملي و سنتي كه نشانده هاي پيوستگي و همبستگي همه اقوام و مردم سرزمين كشورمان باشد.
اينك پس از گذشت ساليان دراز از حضور ايرانيان در كانادا و در شهر تورنتو، موقعش رسيده است كه خودمان و ارزشهايمان را به محك بزنيم و آن چه كه درخورد شخصيت و منش آريايي و ايراني ما است برپا داريم.
پس همه پيش به سوي يك فاندريزينگ بزرگ كه همه را متحير كند و همبستگي مارا به طور شايسته و در خور نشان دهد.
|