Untitled 2
  Salam Toronto Publications
Salam Toronto Top Menu
  March /5/2010     
 
 
 
 
 
  Bookmark and Share

زن٬ انسان٬ بودن

 
اظهار نظرات اين مقاله تنها نظرات شخصي من است و هدف، بيان ديدگاه ها و مقايسه آنهاست‌. ‌

هر سال هشتم مارچ، هر سال روز زن‌. ‌
هر سال روزي در تقويم عربي براي كساني كه مذهبي ترند‌.‌
هر سال روزي در آذر ماه براي كساني كه به شاه ايران اعتقاد دارند‌.‌
يا در تقويم زرتشتي براي كساني كه چند سالي مي شود اسمي از سپندارمذگان به گوش شان خورده و ياد تاريخ چند هزار ساله خود افتاده اند‌. ‌
هر سال روز زن. يعني هر سيصد و شصت و پنج روز، يك بار‌. ‌

مانده ام كه آيا فقط منم كه احساس مي كنم جايي از كار اشتباه است؟فقط منم كه احساس مي كنم لابلاي اين پازل كه از دور به نظر درست مي رسد، اگر به دقت نگاه مي كني خرده ريز هاي اشتباه زيادي هست؟فقط منم كه نمي فهمم حكمت اين روز را؟راستش شايد هم قضيه مقداري شخصي باشد. من اصولا با بزرگداشت رويدادها موافق نيستم.
نمي فهمم جرا بايد در روز خاصي خود را مجبور كنيم به ياد آوري انسان خاصي، واقعه خاصي، پديده خاصي. چرا همه روزها نبايد زنان و حقوق آنها را گرامي بداريم؟
مگر زنان با مردان برابر نيستند؟پس چرا روز مرد نداريم (يا اگر وجود دارد آنقدر مهم نيست و همه جا گرامي اش نمي دارند)؟
آيا اين مساله جز اين تداعي مي كند كه رعايت حقوق مردان هر روز واجب است اما براي رعايت حقوق زنان، براي يادآوري وجودشان، براي اين كه فراموش نكنيم آنها هم هستند بايد يك روز را "بزرگ" ‌بداريم؟
واقعا اينقدر اين مساله دور از ذهن است كه نمي توان آن را در بقيه روزهاي سال به ذهن سپرد؟
نه مي خواهم سابقه تاريخي اين روز را كم رنگ جلوه دهم و نه از تلاش هاي زنان ايران و ساير كشورها به ويژه كشورهايي با فرهنگ سنتي، كشورهاي،در حال "توسعه" ‌چشم‌پوشي كرده ام.
سابقه تاريخي روز زن، هشتم مارس به حدود 150 سال پيش بر مي گردد.
در هشتم مارس 1857، زنان كارگر كارگاههاي پارچه‌بافي و لباس دوزي در نيويورك آمريكا به خيابانها ريختند و خواهان افزايش دستمزد، كاهش ساعات كار و بهبود شرايط نامناسب كار خود شدند.
اين تظاهرات با حمله پليس و كتك زدن زنان برهم خورد.
ايده انتخاب روزي از سال به عنوان «روز زن» نخستين بار در جريان مبارزه زنان نيويورك با شعار "حق راي براي زنان" مطرح شد.
دو هزار زن تظاهر كننده در 23 فوريه 1909 پيشنهاد كردند كه هر سال در روز يكشنبه آخر فوريه، يك تظاهرات سراسري در آمريكا بمناسبت «روز زن» برگزار شود.
پس از آن سال هاي سال زنان با برگزاري مراسم مختلف مثل راهپيمايي ها به بزرگداشت روز زن، مي پردازند. در حدود يك صد سال پيش سال 1913 "دبيرخانه بين المللي زنان( "يكي از نهادهاي انترناسيونال سوسياليستي دوم)، هشتم مارس را با خاطره مبارزه زنان كارگر در آمريكا، به عنوان «روز جهاني زن» انتخاب كرد.
در همان سال، زنان زحمتكش و زنان روشنفكر انقلابي در روسيه تزاري و در سراسر اروپا، مراسم «8 مارس» را به شكل تظاهرات و ميتينگ برگزار كردند. و در نهايت در سال 1975 يعني تنها 35 سال پيش، سازمان ملل هشتم مارس را به عنوان «روز جهاني زن» به رسميت شناخت‌. ‌

از طرف ديگر مي توان به فعاليت هاي گسترده زنان كشورمان براي دستيابي به حقوق مسلم خود كه در سال هاي اخير در قالب هاي گوناگون از جمله مهم ترين مورد اخير آن كمپين يك ميليون امضا، كه براي دستيابي زنان ايران به عدالت و حقوق برابر در چارچوب قانون و دين رايج در كشور تلاش مي كند اشاره كرد. اما آيا مي توان تمام اين ها را در قالب يك روز ريخت؟
آيا مي توان با بزرگداشت يك روز و اختصاص آن به زنان، از يادآوري او در بقيه روزها چشمپوشي كرد؟
اساسا چنين تصوري ممكن است؟ آيا اصلا وجود روزي به نام همين روز زن خود نشانه اي بر وجود تبعيض بين زن و مرد نيست؟
هر چند در جوامع پيشرفته از قبيل كانادا و امريكا به ويژه در اجتماعات شهري، به رسميت شناختن و برابر دانستن حقوق زنان، امري كاملا شناخته است، اما شايد وقت آن رسيده باشد كه به روز زن نيز به گونه اي ديگر نگاه كنيم، و در عين بزرگ داشتن و ارج نهادن به تلاش تاريخي زنان و مردان بسياري كه در بر طرف كردن نظام مردسالار و پر تبعيض كوشيده و مي كوشند، به راستي با ديده بي طرف اين مساله را بررسي نماييم. روزي در تقويم ها به نام روز كارگر ناميده مي شود چون كارگر بودن فرد را متمايز از بقيه جامعه مي كند، همين طور است روز معلم، روز مادر و پدر.
اما چرا زن را هنوز متمايز از مرد مي دانيم و ناخواسته جامعه اي تعريف مي كنيم كه در آن زن، يك موجود ويژه و متمايز است؟
بحث بر سر وجود تفاوت هاي بين زن و مرد نيست. اين تفاوت ها، روحي، جسمي، و فكري غير قابل انكارند اما از سنخ تفاوت انسان اند با انساني ديگر و نه تفاوت دو قشر متفاوت
Bookmark and Share
 
 
© Salam Toronto 2009
© Salam Toronto 2009